شير على خان لودى

263

تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )

بعد از انبساط در صور شاخ و برگ و سير در مراتب كثرت و مدارج تفرقه آخر به صورت جمعيّت به كردار اوّلى ظاهر شود . و به زعم حكماى مشّائين شرف انسان به سبب نفس ناطقه است كه عبارت از ادراك كلمات باشد . و گفته‌اند كه اگرچه ملائكه را به جهت روحانيّت لذّات عقلى به حسب فطرت حاصل است ، امّا از جهت جسمانيّت و كثافت مادّه به كلّى مبرّااند و اجسام فلكى را اگرچه به حسب قواعد حكمت نفس ناطقه هست ، امّا كمالات نفسانيّهء ايشان از كيفيّات و طبايع مختلفه بريست ، به خلاف نشئهء انسانى كه بر جميع اطوار محيط است و بر تمام مراتب سيّار ، چه اوّلا در به دو وجود از رتبهء جمادى به مرتبهء نما رسيد و از نما به مرتبهء حيوانى و از آنجا به رتبهء انسانى انجاميد ، و چون به حيلهء اعتدال مزاج و تعديل قواى جسمانى متحلّى گردد ، به صفا و رتبه شبيه به اجرام سماوى باشد ، و چون از اين درجه ترقّى نموده نفى ما سوى اللّه كند و به بال همّت بر فراز كنگرهء قدس پرواز نموده به مشاهدهء وحدت صرف متحقّق گردد ، در زمرهء ملائكهء مقرّبين ، بل در صف اعلى متمكّن شود ، و لهذا علماء سنّت و جماعت كه سالك سبيل سلامتند ، اتّفاق نموده‌اند بر آنكه خواصّ بشر از خواصّ ملك افضل باشند : گر آدمى صفتى از مَلَك گرو بردى * كه سجده‌گاه مَلَك خاك آدمىزاد است و به قول بعضى از متأخّرين تحقّق خلافت انسان به دو چيز وابسته است ، يكى حكمت بالغه كه عبارت است از كمال علمى ، دوم قدرت كامله كه اشاره است به كمال عملى ، و ظاهر است كه انسان به مجرّد علم بىعمل به درجهء كمال نمىرسد ، و لهذا در حديث نبوى - على قائله التّحيّات و التّسليمات - واقع شده كه العلم بدون العمل و بال و العمل بدون العلم ضلال ، و نيز در حديث آمده كه اللّهمّ إنّى أعوذ بك من علم لا ينفع ، و مراد به علمى كه در مقدّمهء حكمت مذكور است ، نه حفظ اقوال متداوله است ، بل مراد يقين به مطالب حقيقيست ، خواه به نظر و استدلال حاصل شود ، چنانچه طريق اهل نظر است كه ايشان را حكما و علما خوانند و خواه به طريق تصفيه و رياضات ، چنانچه بر شمّه‌اى از اهل فقر است ، و ايشان را عرفا و اوليا خوانند ، امّا هر دو طايفه به حقيقت حكماءاند ، و در حكم آيهء كريمهء مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً داخلند . و ميان محقّقان در هر دو طريق هيچ خلاف نيست ، چنانچه منقول است كه حضرت شيخ ابو سعيد ابو الخير - رحمة اللّه عليه - را با قدوهء حكماى متأخّرين شيخ ابو على سينا اتّفاق صحبت افتاد و بعد از انقضاى آن شيخ ابو سعيد فرمود كه : آنچه ما مىبينيم او مىداند ، و ابو على گفت : آنچه ما مىدانيم او مىبيند . و شيخ شهاب الدّين مقتول كه مؤلّف نفحات الانس - قدّس سرّه - ذكرش در طبقات صوفيّه نوشته است ، و گويند كه وى محيى رسوم قدماى حكما بود ، در يكى از تصنيفات خود آورده كه نوبتى در مراقبهء لطيفه ارسطو را ديدم و در تحقيق ادراك كه از غوامض مسائل حكميست از او نكته‌اى چند پرسيدم ، هريكى را